+ - x
 » دیگر ترانه ها
 تنهاترین مرد زمینم
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 آمد نفس صبح و سلامت نرسانيد
 بهارست و سامان و افغان ندارم
 امشب شده ام مست که مستانه بگريم
 اين چه عشقيست که در دل دارم؟
 شب ظلمانيم امشب سياه از ديشب است، امشب
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 از پيش من برو که دل آزارم
 توبه، توبه، از شب هجران توبه

برگ نخست » موسیقی » با آن همه قول و قرار و پيمان
۴.۸
امتیاز: ۴.۸ | مجموع آراء: ۵
با آن همه قول و قرار و پیمان
که با من غم زده داشتی رفتی
میخواستی از تنهایی دورم کنی
اما مرا تنها گذاشتی رفتی
پس آن همه وعده که دادی چه شد
رفتی و بر وعده ات وفا نکردی
گفتی خدا ترا به من رسانده
رفتی و شرمی از خدا نکردی
برو ولی هر جا باشی
هر جای این دنیا باشی
یک روزی پیدایت میکنم
نگاه به چشمهایت میکنم
راز ترا پیش همه
میگم و رسوایت میکنم

تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد:

خواستم عضو سایت وزین شما باشم




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *