+ - x
 » دیگر ترانه ها
 کاشکی، کاشکی مرا با خود داشتی
 از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی
 تو به یک دشت پر از گل
 از براي غم من سينه ی دنيا تنگ است
 ای دزديده چشم از آهو
 صبح دميد و روز شد، يار بدين بهانه رفت
 چه بيهوده چه ساده من عاشق خسته
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!
 بیاييد که گلزار دميده ست

برگ نخست » موسیقی » از براي غم من سينه ی دنيا تنگ است
۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۳۰
از برای غم من سینه ی دنیا تنگ است
بهر این موج خروشان دل دریا تنگ است
تا ز پیمانه ی چشمان تو سر مست شدم
دیگر اندر نظرم دیدۀ مینا تنگ است
بسکه دل در سر گیسوی تو آویخته است
از برای دل آشفته ما جا تنگ است
گفته بودی که به دیدار من آیی ز وفا
فرصت از دست مده وقت تماشا تنگ است
سر بدامان تو زین پس نهم و ناله کنم
بهر نالیدن من دامن صحرا تنگ است
مگر امروز به بالین من آیی که دگر
عمر کوتاه مرا وعده فردا تنگ است
خندۀ غنچه فرو مرد ز بیداد خزان
چه توان کرد که چشم و دل دنیا تنگ است

ترانه سرا: بهادر یگانه


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد افغان :

مرحوم احمدظاهر یگانه آواز خوان قلب من است .
قلب من نه بلکه تمام علاقه مندان او است روحش شاد باد .




ذهین:

روحش شاد ويادش گرامى باد




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *