+ - x
 » دیگر ترانه ها
 لاړ شه ننګرهار ته کميس تور ما ته راوړه
 بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
 خبر داری که دين و عشق و ايمانم تويی جانا؟ اي جانا!
 بیاييد که گلزار دميده ست
 بسکه جفا ز خار و گل، ديده دل رميده ام
 من نينوازم، من نينوازم
 يارب غم بی رحمی جانان به کی گويم؟
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر

برگ نخست » موسیقی » از تنگنای محبس تاریکی
۴.۶
امتیاز: ۴.۶ | مجموع آراء: ۹
از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیرۀ این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه، ای خدای قادر بی همتا

[تکرار یکبار]

آه ای خدا چگونه ترا گویم
کز جسم خویش خسته و بیزارم
هرشب بر آستان جلال تو
گویی امید جسم دگر دارم

از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیرۀ این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه، ای خدای قادر بی همتا

تنها تو آگه ای و تو میدانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من صفای نخستین را

از تنگنای محبس تاریکی
از منجلاب تیرۀ این دنیا
بانگ پر از نیاز مرا بشنو
آه، ای خدای قادر بی همتا

[سه بار تکرار تا پایان ترانه]

ترانه سرا: فروغ فرخزاد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *