+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 تا لبش در نظرم ميگذرد
 اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
 همه يارانم به پريشانی، که سيه شام و سحری دارم
 ناله کن ای دل شوريدۀ من
 عشق من با تو بود، قلب من با تو بود
 پر کن پياله را
 برايم گريه کن امشب، که تنها امشبم با تو
 از یادت من برفتم
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

برگ نخست » موسیقی » از تو دورم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۷
از تو دورم من و دیوانه و مدهوش تو ام
آنچنان محو تو گشتم که در آغوش تو ام
یکدم از دل نبرم یاد دلاویز ترا
گر چه چون عشق ز دل رفته ، فراموش تو ام
نگه گرمم و در چشم سخن گوی تو ام
هوس بوسه ام و در لب خاموش تو ام
همچو اشکی که زجان ریخته در دامن تو
چون صدایی که زدل خاسته در گوش تو ام
پای تا سر همه طوفانم و آشفتگیم
بحر در موجم و عمریست که در جوش تو ام
گر چه در حسرتم از دوری برق نگهت
زنده با یاد تو و گرمی آغوش تو ام
در دل این شب تاریک که چون بخت منست
تا سحر منتظر صبح بنا گوش تو ام
خاطر نازکت آزرده شد از محنت من
بار سنگینم و آویخته از دوش تو ام

ترانه سرا: ابوالحسن ورزی


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

یاس حسینیه:

واقعا لذت بردم




ahmad rezayee:

kheli qashang bod




کبیر کوهی:

واقآ دل نشین است.
خاطر نازکت آزرده شد از محنت من
بار سنگینم و آویخته از دوش تو ام




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *