+ - x
 » دیگر ترانه ها
 زندگی آخر سر آيد، بندگی در کار نيست
 افسوس که عشق پاک تو رنگ هوس گرفت
 خودت ميدانی گل من، خودت ميدانی
 نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 اشک های من همچون قطره های باران است
 آمد نفس صبح و سلامت نرسانيد
 بگذرد، بگذرد، عمر من بگذرد
 شکايت دارم
 زيبا نگارم به من نگاه کن

برگ نخست » موسیقی » از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۱۹
از جهان بی رخ او صرف نظر می کنم
بلبل و گل را همگی خاک بسر می کنم
خوش نیم دوری او کرده مرا خون جگر
زان همی ناله به هر کوه و کمر می کنم
رنج من، غصه ی من هیچ مگر عاقبت
ناله سان بر دل سنگ تو اثر می کنم
گل به تو، لاله به تو، سرو به تو، ناز ادا
بهر تو من وصف چمن این همه سر می کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *