+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 دزد عشقم من و ديشـب ره دلـها زده ام
 ای گلعذار من، باغ و بهار من
 ترا افسون چشمانم ز ره برده ست می دانم (دعوت)
 کجکی ابرويت نيش گژدم است
 رفت از برم دلستان روز و شب در فغان، آسمان
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)
 ساقيا مرا درياب،پر کن از وفا جامم
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 از ناز چه می خندی ، بر ديده که می گريد ؟

برگ نخست » موسیقی » از غمت ای نازنين ، عزم سفر ميکنم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲۷
از غمت ای نازنین ، عزم سفر میکنم
قبله ی خود بعد از این ، سوی دگر میکنم
میروم و میبرم ، داغ جفایت به خویش
هجر و وصال ترا ، خاک به سر میکنم
تا نخورد دیگری ، باز فریب ترا
در همه جا از غمت ، غلغله سر میکنم
قصه ی جور ترا ، ای بت نا آشنا
با دل پر غصه و دیدۀ تر میکنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *