+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای یار خوب من ای باوفا
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 ای بُت بی رحم، شکار افگنم
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 به سنگ غم زدی پيمانه ام را
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
 هرگز هرگز هرگز
 چشم سيه داری قربانت شوم من
 شبهای روشن

برگ نخست » موسیقی » از غمت ای نازنين ، عزم سفر ميکنم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲۷
از غمت ای نازنین ، عزم سفر میکنم
قبله ی خود بعد از این ، سوی دگر میکنم
میروم و میبرم ، داغ جفایت به خویش
هجر و وصال ترا ، خاک به سر میکنم
تا نخورد دیگری ، باز فریب ترا
در همه جا از غمت ، غلغله سر میکنم
قصه ی جور ترا ، ای بت نا آشنا
با دل پر غصه و دیدۀ تر میکنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *