+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ای هموطن! ای نيروی بالنده ی جاويد
 برويد ای حريفان
 شبهای روشن
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی
 افسوس که عشق پاک تو رنگ هوس گرفت
 آهسته برو
 از براي غم من سينه ی دنيا تنگ است
 ای خدا! مادر من باز به من ده
 بداغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
 ناله کن ای دل شوريدۀ من

برگ نخست » موسیقی » از ناز چه می خندی ، بر ديده که می گريد ؟
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۱۸
از ناز چه می خندی بر دیده که می گرید
این دیده زمانی نیز خندیده که می گرید
چون دیده ترا سر مست از باده اغیاری
در خون خود از غیرت غلتیده که می گرید
تنها نه از این مردم صد روی و ریا دیده است
از مردمک خود هم بد دیده که می گرید
لب نیک و بد دنیا نا خوانده که می خندد
چشم آخر هر کاری پاییده که می گرید
صد داغ نهان دارد این سینه که می سوزد
صد گونه بلا دیده است این دیده که می گرید

ترانه سرا: علی اشتری


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سعید:

باسلام
لطفا این شعررابه صورت زیرتصحیح نمایید.مزید تشكر
از ناز چه می خندی ، بر دیده که می گرید ؟
این دیده زمانی نیز خندیده ، که می گرید
چون دیده ترا سر مست ، از باده اغیاری
در خون خود از غیرت ، غلتیده که می گرید
تنها نه از این مردم ، صد روی و ریا دیده است
از مردمک خود هم ، بد دیده که می گرید
لب نیک و بد دنیا ، نا خوانده که می خندد
چشم آخر هر کاری پاییده که می گرید
صد داغ نهان دارد ، این سینه که می سوزد
صد گونه بلا دید ه است این دیده که می گرید

پاسخ
تصحیح شد دوست عزیز.
ممنون از شما



 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *