+ - x
 » دیگر ترانه ها
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 پنداشتم هميشه گل خاطر منی
 بخدا تنگست دلم
 از غمت ای نازنين ، عزم سفر ميکنم
 بگذار بگريم من و بگذار بگريم
 امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 ای که از يار نشاط می طلبی، يار کجاست؟

برگ نخست » موسیقی » اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۴
اگر پنهان
اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

و گر نادان
و گر نادان
و گر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

اگر پنهان
اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

همای گلشن قدسم
همای گلشن قدسم نه صید دانه و دامم
نه صید دانه و دامم

تذرو باغ
تذرو باغ
تذرو باغ فردوس ام، نه مرغ این گلستانم

اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

و گر نادان
و گر نادان
و گر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

من آن هوشیار سرمستم
من آن هوشیار سرمستم، که نبود بی قدح دستم
که نبود بی قدح دستم

نگویم نی
نگویم نی
نگویم نیستم، هستم، بلی هم این و هم آنم

اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

اگر نادان
اگر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

سپهر مهر را ماهم
سپهر مهر را ماهم، جهان عشق را شاهم
جهان عشق را شاهم

بتان را آ
بتان را آستین بوسم، مغان را آفرین خوانم

اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم

اگر نادان
اگر نادان
اگر نادان
اگر نادان بود دانا، من آن دانای نادانم

اگر پنهان
اگر پنهان
اگر پنهان بود پیدا، من آن پیدای پنهانم...

متن غزل از خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

بشنوید:


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حمید ر.ا:

خیلی عالی




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *