+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
 ز همراهان جدايی مصلحت نيست
 سوز قلبم جاودانی، سيل اشکم ارغوانی
 پيدا شد و پيدا شد، گمگشته ی ما امشب
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 همچو نی مينالم از سودای دل
 به جز تو مونس ديگر درين ديار ندارم
 گذشت آنکه تو سر خيل دلبران بودی
 در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
 اگر سبزه بودم بدامان صحرا

برگ نخست » موسیقی » اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت (فروغ امید)
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷
اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

چه عهدها که نبستی چه فتنه ها که نکردی
چه عهدها که نبستی چه فتنه ها که نکردی

چه رنج ها نکشیدم چه طعنه ها نشنیدم

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

جوانیم به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او دویدم و نرسیدم

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

وفا نکردی و کردم به سر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت

بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم
بدیدم از تو بدیدم
شنیدم از تو شنیدم

***

متن کامل:

وفا نكردی و كردم، خطا ندیدی و دیدم
شكستی و نشكستم بریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت و گر ز كرده ندامت
كشیدم از تو كشیدم، شنیدم از تو شنیدم
كیم؟ شكوفه اشكی، كه در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روی شكوفه دویدم
مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم
چرا كه از همه عالم محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نكردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نكردی، مگر ز موی سپیدم
بجز وفا و عنایت نماند در همه عالم
ندامتی كه نبردم، ملامتی كه ندیدم
نبود از تو گریزی چنین كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، به دوش ناله كشیدم
جوانیم به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد، در قدم او دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشك نشستم، گهی چو رنگ پریدم
وفا نكردی و كردم، به سر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

ترانه سرا: مهرداد اوستا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *