+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ایا صياد رحمی کن مرنجانيد جانم را
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
 خال به کنج لب يکی، طرۀ مشک و فام دو
 از یادت من برفتم
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
 آخرین شام آشنایی
 رهان مرا از درد و ناتوانی
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
 ياد آن سرو روان آيد همی

برگ نخست » موسیقی » امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲۲
امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم
گر چه عشق تو سرابیست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه به سرابم کن و بگذار بمیرم
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی
بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم
پیرم و نیست دگر بیم ز دمسردی مرگ
گرم رویای شبابم کن و بگذار بمیرم
خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث
کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم
تابکی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم
از در خویش جوابم کن و بگذار بمیرم
اشک گرمم که بنوک مژۀ شمع بلرزم
شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Ahmad:

واه واه بسيار زيبا ومقبول قربانتان.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *