+ - x
 » دیگر ترانه ها
 نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 من در اين ويرانه منزل گنج ها گم کرده ام
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد
 بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 ميروم خسته و افسرده و زار (وداع)
 کی باشد و کی؟
 ساقيا مرا درياب،پر کن از وفا جامم

برگ نخست » موسیقی » امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲۲
امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم
گر چه عشق تو سرابیست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه به سرابم کن و بگذار بمیرم
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی
بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم
پیرم و نیست دگر بیم ز دمسردی مرگ
گرم رویای شبابم کن و بگذار بمیرم
خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث
کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم
تابکی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم
از در خویش جوابم کن و بگذار بمیرم
اشک گرمم که بنوک مژۀ شمع بلرزم
شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Ahmad:

واه واه بسيار زيبا ومقبول قربانتان.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *