+ - x
 » دیگر ترانه ها
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 نميدانم به روی کی بخندم
 نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!
 ناله کن ای دل شوريدۀ من
 نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی
 نداند رسم ياری، بيوفا ياری که من دارم
 گر کنی يک نظاره ميزيبد
 از چشم تو چون اشک سفر کردم و رفتم
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی

برگ نخست » موسیقی » امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۲۲
امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم
گر چه عشق تو سرابیست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه به سرابم کن و بگذار بمیرم
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی
بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم
پیرم و نیست دگر بیم ز دمسردی مرگ
گرم رویای شبابم کن و بگذار بمیرم
خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث
کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم
تابکی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم
از در خویش جوابم کن و بگذار بمیرم
اشک گرمم که بنوک مژۀ شمع بلرزم
شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Ahmad:

واه واه بسيار زيبا ومقبول قربانتان.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *