+ - x
 » دیگر ترانه ها
 شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
 چرا ديشب به سوی من نميديدی، نميديدی
 رو سر بنه ببالين تنها مرا رها کن
 ای بُلبُل خوش الحان
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 من غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو
 با خبر باش
 امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
 از براي غم من سينه ی دنيا تنگ است

برگ نخست » موسیقی » امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۲
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنیی
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش میکنی
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی
می جوش میزند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش نمی کنیی
گر گوش میکنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش میکنی
جام جهان ز خون دل عاشقان پُر است
حرمت نگاهدار اگرش نوش میکنی
سایه چو شمع شعله در افکندۀ بجمع
زین داستان با لب خاموش میکنی

ترانه سرا: هوشنگ ابتهاج (سایه)


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *