+ - x
 » دیگر ترانه ها
 رهان مرا از درد و ناتوانی
 ز همراهان جدايی مصلحت نيست
 به ساغر نقل کرد از خم شراب، آهسته آهسته
 ياد آن سرو روان آيد همی
 به جز تو مونس ديگر درين ديار ندارم
 تو برايم مقدسی
 ميروم خسته و افسرده و زار (وداع)
 سلطان قلبها
 ستاره ديده فرو بست و آرميد بيا
 شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام

برگ نخست » موسیقی » امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۱۲
امشب به قصه ی دل من گوش میکنی
فردا مرا چو قصه فراموش میکنیی
دستم نمیرسد که در آغوش گیرمت
ای ماه با که دست در آغوش میکنی
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست
هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی
می جوش میزند به دل خم بیا ببین
یادی اگر ز خون سیاووش نمی کنیی
گر گوش میکنی سخنی خوش بگویمت
بهتر ز گوهری که تو در گوش میکنی
جام جهان ز خون دل عاشقان پُر است
حرمت نگاهدار اگرش نوش میکنی
سایه چو شمع شعله در افکندۀ بجمع
زین داستان با لب خاموش میکنی

ترانه سرا: هوشنگ ابتهاج (سایه)


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *