+ - x
 » دیگر ترانه ها
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
 خنده به لب های ترا
 يارک من تو چرا خوش باور هستی گلم
 امشب به یاد روی تو غوغا کنم، غوغا کنم
 بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 من مست و تو ديوانه، ما را کی برد خانه؟!
 حسنت رباید آب و تاب

برگ نخست » موسیقی » ای بُت بی رحم، شکار افگنم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳
ای بُت بی رحم، شکار افگنم
رشته بیانداز تو در گردنم

تیر بیانداز که من در هوا
گیرم و در سینه کنم جابجا
تیر تو را در دل و جان جا دهم
تا تسلی دل شیدا کنم

چشم فتانت که فسون میکند
این دلکم غرقه ی خون میکند
آن لب لعلت که ز میخانه ها
میگه به گوشم دوصد افسانه ها

جان منی پیش رقیبان مرو
یکه و تنها به گلستان مرو
پیش من آ تا که فدایت شوم
کشته ی یک لحظه نگاهت شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

دشتی:

این آهنگ را بی نهایت د
میپسندم




عنایت الله فانی:

سلام و عرض ادب دارم ثانیا واقعا تمام این اهنگ جاویدانه است من با تمام احساسم این اهنگ را نی پسندم ممنون.




باختر مسعودی:

یگانه هنرمند که در دل خیلی از افراد نه تنها افغانی بلکه بیرون از مرز ها چنگ میزند
یادش گرامی باد
روحش شاد باد




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *