+ - x
 » دیگر ترانه ها
 نو بهار آمد و شد زنده جهان بار دگر
 اشک های من همچون قطره های باران است
 گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن
 مست شدم ساقی، مست شدم ساقی
 من در سرای تو شور دگر دارم
 تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن
 آسمان خاليست، خالی، روشنانش را که برد؟
 عاشق شده ام گواهم اينست
 دل ما هر چه ريش و خسته، بهتر
 مرا دل خون کردی، همچو مجنون کردی (خير نبينی)

برگ نخست » موسیقی » ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۷
ای جان من اسیرت، ای عمر من فدایت
عمرم به آخر آمد، بی لعل جانفزایت
تو میروی خرامان من با دو چشم گریان
آشفته و پریشان، چون کاکل از قفایت
نی بخت آن که یک شب، دستم کشد به زلفت
نی پای آنکه روزی بگریزم از جفایت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *