+ - x
 » دیگر ترانه ها
 کی باشد و کی؟
 لاړ شه ننګرهار ته کميس تور ما ته راوړه
 سوز قلبم جاودانی، سيل اشکم ارغوانی
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 آغاز گشته زندگی (چون سحر)
 بسکه جفا ز خار و گل، ديده دل رميده ام
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين
 مرگ من روزی فرا خواهد رسيد

برگ نخست » موسیقی » ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۷
ای جان من اسیرت، ای عمر من فدایت
عمرم به آخر آمد، بی لعل جانفزایت
تو میروی خرامان من با دو چشم گریان
آشفته و پریشان، چون کاکل از قفایت
نی بخت آن که یک شب، دستم کشد به زلفت
نی پای آنکه روزی بگریزم از جفایت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *