+ - x
 » دیگر ترانه ها
 با آن همه قول و قرار و پيمان
 يار با ما بيوفايی ميکند
 کيستم من؟ رهنورد آواره و ديوانه يی
 بهار جوانيم رفت، افسوس
 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
 ز سنگ نيست قلب من، بيا که آب ميشود
 امشب به قصه ی دل من گوش ميکنی
 من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد
 بمان ای شب که تاريکی و بيداری، دلم خواهد
 ترسم آزاد نسازد ز قفس صيادم

برگ نخست » موسیقی » ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۷
ای جان من اسیرت، ای عمر من فدایت
عمرم به آخر آمد، بی لعل جانفزایت
تو میروی خرامان من با دو چشم گریان
آشفته و پریشان، چون کاکل از قفایت
نی بخت آن که یک شب، دستم کشد به زلفت
نی پای آنکه روزی بگریزم از جفایت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *