+ - x
 » دیگر ترانه ها
 خبر داری که دين و عشق و ايمانم تويی جانا؟ اي جانا!
 کاشکی، کاشکی مرا با خود داشتی
 کاش بودم لاله تا جويند در صحرا مرا
 کرده ام ناله بسی، در پی همنفسی
 کجکی ابرويت نيش گژدم است
 کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
 کی باشد و کی؟
 عجب صبری خدا دارد
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!
 هر چند که دور از تو و پيش دگرانم

برگ نخست » موسیقی » ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۷
ای جان من اسیرت، ای عمر من فدایت
عمرم به آخر آمد، بی لعل جانفزایت
تو میروی خرامان من با دو چشم گریان
آشفته و پریشان، چون کاکل از قفایت
نی بخت آن که یک شب، دستم کشد به زلفت
نی پای آنکه روزی بگریزم از جفایت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *