+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
 باز آی و کنارم بنشين تا به تو گويم
 فقط سوز دلم را در جهان پروانه ميداند
 خودت ميدانی گل من، خودت ميدانی
 مبارک، مبارک، جمهوری ما مبارک!
 من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد
 ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
 آمد نفس صبح و سلامت نرسانيد
 ای نام غمت ترانه ی من
 نبری گمان که مفتی بخدا رسيده باشی

برگ نخست » موسیقی » ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
۴.۴
امتیاز: ۴.۴ | مجموع آراء: ۷
ای جان من اسیرت، ای عمر من فدایت
عمرم به آخر آمد، بی لعل جانفزایت
تو میروی خرامان من با دو چشم گریان
آشفته و پریشان، چون کاکل از قفایت
نی بخت آن که یک شب، دستم کشد به زلفت
نی پای آنکه روزی بگریزم از جفایت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *