+ - x
 » دیگر ترانه ها
 غمش در نهانخانه ی دل نشيند
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 باز آی و کنارم بنشين تا به تو گويم
 در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
 همچو نی مينالم از سودای دل
 پيدا شد و پيدا شد، گمگشته ی ما امشب
 اگر سبزه بودم بدامان صحرا
 بگذرد، بگذرد، عمر من بگذرد
 صبح دميد و روز شد، يار بدين بهانه رفت

برگ نخست » موسیقی » ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
۳.۹
امتیاز: ۳.۹ | مجموع آراء: ۱۲
ای دل تو گریه کم کن تا چشم تر نباشد
خونابه ها ببندید تا کس خبر نباشد
کاری بکن دل من تا عظمت طپش ها
در پیش مه رویان دل بی ثمر نباشد
عمری بخاکساری بگذشت در خرابات
از عمر رفته ی من شاید اثر نباشد
ای دام مرغ بازان رحمی به حال دل کن
مرغیست بی بضاعت بی بال و پر نباشد


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Dünya Gak:

Maqbool




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *