+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بهار من حذر از نو بهاران می کنی تا کی؟
 چه گرمی، چه خوبی، شرابی؟ چی هستی؟
 زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
 مرا چون قطرۀ اشکی ز چشم انداختی رفتی
 حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
 چه بيهوده چه ساده من عاشق خسته
 يار با ما بيوفايی ميکند
 اگر تو يارک من باشی
 ساقی، جام شرابم بده (مره، مره، مره می بده)
 هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی

برگ نخست » موسیقی » ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
۳.۹
امتیاز: ۳.۹ | مجموع آراء: ۱۲
ای دل تو گریه کم کن تا چشم تر نباشد
خونابه ها ببندید تا کس خبر نباشد
کاری بکن دل من تا عظمت طپش ها
در پیش مه رویان دل بی ثمر نباشد
عمری بخاکساری بگذشت در خرابات
از عمر رفته ی من شاید اثر نباشد
ای دام مرغ بازان رحمی به حال دل کن
مرغیست بی بضاعت بی بال و پر نباشد


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Dünya Gak:

Maqbool




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *