+ - x
 » دیگر ترانه ها
 بياييد بياييد به ميدان خرابات
 همه يارانم به پريشانی، که سيه شام و سحری دارم
 زيبا نگارم به من نگاه کن
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 چون درخت فروردين پر شکوفه شد جانم (يک دامن گل)
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
 وای من بيهوده ام
 نبری گمان که مفتی بخدا رسيده باشی

برگ نخست » موسیقی » ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاینهمه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
«من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن
دامنِ وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
«شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانهء مایی»

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید بخلوت ننشیند
«پرده بردار که بیگانه خود آن روی نه بیند
تو بزرگی و در آئینهء کوچک ننمایی»

ترانه سرا: استاد شهریار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *