+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ماه هم ز ره رسيد ولی نارسيده رفت
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين
 با آن همه قول و قرار و پيمان
 همه روز از تو به قهرم
 تو با منی، تو با منی
 بیوفايی مکن ای نگارم
 بهارست و سامان و افغان ندارم
 وفا اگر ز کس بینم ز خود بیگانه می گردم (مجلسی)
 خنده به لب های ترا
 ای قوم بحج رفته کجاييد کجاييد

برگ نخست » موسیقی » ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاینهمه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
«من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن
دامنِ وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
«شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانهء مایی»

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید بخلوت ننشیند
«پرده بردار که بیگانه خود آن روی نه بیند
تو بزرگی و در آئینهء کوچک ننمایی»

ترانه سرا: استاد شهریار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *