+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ترسم آزاد نسازد ز قفس صيادم
 ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
 ای خدا! مادر من باز به من ده
 کرده ام ناله بسی، در پی همنفسی
 همه يارانم به پريشانی، که سيه شام و سحری دارم
 من رانده ز ميخانه ام از من بگريزيد
 کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
 بيا بريم به سنگ ران جمله خوبان هموجس
 نداند رسم ياری، بيوفا ياری که من دارم

برگ نخست » موسیقی » باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱۹
باز آمدی ای جان من جانها فدای جان تو
جان من و صد همچو من قربان تو ، قربان تو
من کز سر آزادگی از چرخ سر پیچیده ام
دارم کنون در بندگی سر بر خط فرمان تو
آشفته همچون موی تو کار من و سامان من
مست است همچون بخت من عهد تو و پیمان تو
مگذار از پا افتم ای دوست دستم را بگیر
روی من و درگاه تو، دست من و دامان تو
گفتی که جانان که ام؟ جانان من، جانان من
گفتی که حیران که یی؟ حیران تو، حیران تو
امشب اگر مرغ سحر خواند سرود، میخوانمش
چون بارها بر بست لب او در شب هجران تو
با بوسه یی از آن دو لب اکرام را اتمام کن
هر چند باشد پارسا شرمندۀ احسان تو

ترانه سرا: پارسای توسيرکانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *