+ - x
 » دیگر ترانه ها
 برايم گريه کن امشب، که تنها امشبم با تو
 ز سنگ نيست قلب من، بيا که آب ميشود
 معشوقه بسامان شد تا باد چنين بادا
 همه روز از تو به قهرم
 ترا صد بار گفتم که غلامت من
 اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
 سر تا بپا سیاه چنان طالع منی
 دوستت دارم، والله! بالله!
 شبهاي ظلمانی، ميان طوفان ها
 خدا بود يارت، قرآن نگهدارت

برگ نخست » موسیقی » باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱۸
باز آمدی ای جان من جانها فدای جان تو
جان من و صد همچو من قربان تو ، قربان تو
من کز سر آزادگی از چرخ سر پیچیده ام
دارم کنون در بندگی سر بر خط فرمان تو
آشفته همچون موی تو کار من و سامان من
مست است همچون بخت من عهد تو و پیمان تو
مگذار از پا افتم ای دوست دستم را بگیر
روی من و درگاه تو، دست من و دامان تو
گفتی که جانان که ام؟ جانان من، جانان من
گفتی که حیران که یی؟ حیران تو، حیران تو
امشب اگر مرغ سحر خواند سرود، میخوانمش
چون بارها بر بست لب او در شب هجران تو
با بوسه یی از آن دو لب اکرام را اتمام کن
هر چند باشد پارسا شرمندۀ احسان تو

ترانه سرا: پارسای توسيرکانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *