+ - x
 » دیگر ترانه ها
 ناله بدل شد گره، راه نيستان کجاست؟
 گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
 من اگر ديوانه ام زنجير کو؟
 کی باشد و کی؟
 در دامن صحرا بی خبر از دنيا
 ياد روزگار شيرين، خاطرات عشق ديرين
 ای خدا! مادر من باز به من ده
 آغاز گشته زندگی (چون سحر)
 بهارست و سامان و افغان ندارم
 شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت

برگ نخست » موسیقی » بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۴
بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
به اندوۀ جدایی ها هم آغوشت کنم، کردم
اگر میخواستی رسوا کنی نام مرا، کردی
و گر میخواستم چون شعله خاموشت کنم، کردم
پس از آن آرزومندی که در پی داشت نومیدی
دلم میخواست در مرگم سیه پوشت کنم، کردم
مرا دردیست کو درمان ندارد جز فراموشی
دلت میخواست گر روزی فراموشت کنم، کردم




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *