+ - x
 » دیگر ترانه ها
 از پيش من برو که دل آزارم
 مست شدم ساقی، مست شدم ساقی
 زغم زار و حقيرم، با کی گويم ؟
 شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
 دلکم، ای دلکم، ای دلکم
 لاړ شه ننګرهار ته کميس تور ما ته راوړه
 کجکی ابرويت نيش گژدم است
 گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
 بسکه جفا ز خار و گل، ديده دل رميده ام
 من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی

برگ نخست » موسیقی » بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۴
بخود گفتم پس از چندی فراموشت کنم، کردم
به اندوۀ جدایی ها هم آغوشت کنم، کردم
اگر میخواستی رسوا کنی نام مرا، کردی
و گر میخواستم چون شعله خاموشت کنم، کردم
پس از آن آرزومندی که در پی داشت نومیدی
دلم میخواست در مرگم سیه پوشت کنم، کردم
مرا دردیست کو درمان ندارد جز فراموشی
دلت میخواست گر روزی فراموشت کنم، کردم




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *