+ - x
 » دیگر ترانه ها
 دلبرا گر تو یار من باشی
 چون درخت فروردين پر شکوفه شد جانم (يک دامن گل)
 بنازم قلب پاکت، مادر من
 نميخواهم ترا، ای دخت مغرور!
 زندگی آخر سر آيد، بندگی در کار نيست
 گر چه رفتی از برم اما فراموشم مکن
 وقتی که دل تنگست، فايده اش چيست آزادی؟
 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
 ای که از يار نشاط می طلبی، يار کجاست؟
 مرا آنروز گريان آفريدن، آفريدن

برگ نخست » موسیقی » از آن روز که پیمان با تو بستم
۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۸
از آن روز که پیمان با تو بستم
دو صد پیمان دیگر را شکستم
برای آنکه تنها از تو باشم
ز هر مهروی دیگر، دل گسستم
به جام و ساغرم کاری نباشد
که من پیمانه ی دیگر شکستم
از آن روز که پیمان با تو بستم
دوصد پیمان دیگر را شکستم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *