+ - x
 » از همین شاعر
 از دل رفته نشان می آید
 بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
 تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
 آه که بار دگر آتش در من فتاد
 در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
 به قرار تو او رسد که بود بی قرار تو
 ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی
 ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
 شکنی شیشه مردم گرو از من گیری

 » بیشتر بخوانید...
 اگر دانا دل و صافی ضمیر است
 نرگس دلدار
 چرا چرا به بدی یاد می کنی نامم
 مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
 صندوق رأی
 زیبا رویان شوی ندارند
 باغ قالی
 اگر روپوش ادراکت بر افتد از جمال او
 ریشۀ تشویش
 شب به رسم عادتش در چشمهایت خواب شد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من بسازم ولیک کی شاید
زاغ با طوطیان شکر خاید
هر یکی را ولایتست جدا
کژ با راست راست کی آید
گر چه طوطی خود از شکر زندست
زاغ را می چمین خر باید
عشق در خویش بین کجا گنجد
ماده گرگ شیر نر زاید
بگریز از کسی که عاشق نیست
زان ز گرگین تو را گر افزاید
ور شوی کوفته به هاون عشق
دانک او سرمه ایت می ساید
رو بکن تو خراب خانه از آنک
شمس تبریز مست می آید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *