+ - x
 » از همین شاعر
 ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه ای
 ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده
 رسید ترکم با چهره های گل وردی
 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
 میان تیرگی خواب و نور بیداری
 پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
 بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
 چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی
 جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
 اندر دل ما تویی نگارا

 » بیشتر بخوانید...
 فقط خواب
 در میدان
 جهان تا از عدم بیرون کشیدند
 لالایی
 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
 حسن فرنگ و جرمن پامال دلبر ماست
 آمویه
 نپنداری که مرغ صبح خوانم
 خوش جامه که در هر نارسا رساست
 چهار بیتی ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
اندر صفت مؤمن الؤممن کالمزهر
جاء الملک الاکبر ما احسن ذا المنظر
حتی ملاء الدنیا بالعبهر و العنبر
چون بربط شد ممن در ناله و در زاری
بربط ز کجا نالد بی زخمه زخم آور
جاء الفرج الاعظم جاء الفرج الاکبر
جاء الکرم الادوم جاء القمر الاقمر
خو کرد دل بربط نشکیبد از آن زخمه
اندر قدم مطرب می مالد رو و سر
الدوله عیشیه و القهوه عرشیه
و المجلس منثور باللوز مع السکر
اینک غزلی دیگر الخمس مع الخمسین
زان پیش که برخوانم که شانیک الابتر
الرب هو الساقی و العیش به باقی
و السعد هو الراقی یا خایف لا تحذر
الروح غد اسکری من قهوتنا الکبری
و ازینت الدنیا بالاخضر و الاحمر
خاموش شو و محرم می خور می جان هر دم
در مجلس ربانی بی حلق و لب و ساغر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *