+ - x
 » از همین شاعر
 گستاخ مکن تو ناکسان را
 برنشین ای عزم و منشین ای امید
 در هوایت بی قرارم روز و شب
 تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
 روح زیتونیست عاشق نار را
 توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
 ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
 جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو
 هذا سیدی، هذا سندی
 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست

 » بیشتر بخوانید...
 خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
 برون کن کینه را از سینهٔ خویش
 از لعل گذشتم لب دیدار گرفتم
 مقام شوق بی صدق و یقین نیست
 فریادی از کوچه
 شاید بهترین شعرها را قورباقه ها خوانده باشند
 من مست می عشقم
 کاغذ دیواری
 بیا تا دی کنیم امروز فردای قیامت را
 غزلی برای کابل و این روز هایش...

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ماییم فداییان جانباز
گستاخ و دلیر و جسم پرداز
حیفست که جان پاک ما را
باشد تن خاکسار انباز
ز آغاز همه به آخر آیند
ز آخر برویم ما به آغاز
هین باز پرید جمله یاران
شه باز بکوفت طبل شهباز
شش سوی مپر بپر از آن سو
کاندر دل تو رسید آواز
هان ای دل خسته نقل ما را
روزی دو سه ماندست می ساز
گر خواری وگر عزیزی این جا
زان سوست بقا و ملک و اعزاز
مگشای پر سخن کز آن سو
بی پر باشد همیشه پرواز
پوست سخنست اینچ گفتم
از پوست کی یافت مغز آن راز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *