+ - x
 » از همین شاعر
 نتانی آمدن این راه با من
 ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
 ایها النور فی الفاد تعال
 سیزدهم
 ای دلبر بی دلان صوفی
 سیر نیم سیر نی از لب خندان تو
 توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین
 ای جان لطیف و ای جهانم
 رو رو که نه ای عاشق ای زلفک و ای خالک
 عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

 » بیشتر بخوانید...
 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
 دانشگاه
 بغضی ست در گلو که نمی ماندم به خواب
 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
 با ما شراب از خم حيرت فزا بنوش
 عاشقم عاشق به رویت، گر نمی دانی بدان
 آخرین شب آخرین گفتار شاید امشب است
 تا بر لب من آه شرر باری هست
 ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش
ما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش
عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر ما
دست بنه بر سر ما دست مکش دست مکش
ای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهی
گر سه عدد بر سه نهی گردد شش گردد شش
شش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ تو
هفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و کش


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *