+ - x
 » از همین شاعر
 سر فرو کرد از فلک آن ماه روی سیمتن
 چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
 برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
 زنهار مرا مگو که پیرم
 دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمش
 ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
 اگر عشقت به جای جان ندارم
 سیدی انی کالیل انت فی زی النهار
 آمده ام به عذر تو ای طرب و قرار جان
 مخمورم پرخواره اندازه نمی دانم

 » بیشتر بخوانید...
 حیف است کشد سعی دگر باده کشان را
 در بياض چشم خود تصوير شيرين می کشم
 ای غافل از رنج هوس آیینه پردازی چرا
 تبار وسوسه ها
 بودن
 مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
 لحظه های گم شده
 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
 ای پرتگاه دور از دسترس من!
 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *