+ - x
 » از همین شاعر
 پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
 به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی
 حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
 از ورای سر دل بین شیوه ها
 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی
 ز بامداد دلم می جهد به سودایی
 یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد
 آب حیوان باید مر روح فزایی را
 رضیت بما قسم الله لی

 » بیشتر بخوانید...
 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
 در برابر خدا
 هر چيز که دارم همه از آن تو باشد
 زندگی
 آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
 اگر مردی در تسلیم زن راه طلب مگشا
 ای دوست خدا حافظ
 دل بسته ام به شعر چسان در برش کنم؟
 دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
 گر باز دگرباره ببینم مگر او را

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *