+ - x
 » از همین شاعر
 همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
 عاشقی بر من پریشانت کنم
 وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی
 باده نمی بایدم فارغم از درد و صاف
 چنان مست است از آن دم جان آدم
 ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
 گر عید وصل تست منم خود غلام عید
 سی و هفتم
 اگر سرمست اگر مخمور باشم
 بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

 » بیشتر بخوانید...
 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
 یک واپسین درود
 چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
 حالا و همیشه
 دوبیتی های هزارگی بخش دوم
 هرچند گرانی بود اسباب جهان را
 نه بارم بر سر دوشی نباشد هم بدوشم بار
 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
 دیوانه می رقصد
 شعر و شراب

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *