+ - x
 » از همین شاعر
 اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
 گر از شراب دوشین در سر خمار داری
 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
 صلا جان های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد
 ببستی چشم یعنی وقت خوابست
 ز مهجوران نمی جویی نشانی
 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
 نشانت کی جوید که تو بی نشانی
 فلکا بگو که تا کی گله های یار گویم
 بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند

 » بیشتر بخوانید...
 ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
 مجنون صفت به ناله و فریاد می روم
 آفتاب است عيان کی شب ديجور بود
 لحظه یی که زندگی در فکر نان آلوده شد
 دل چون ز لبت شراب خواهد
 دل آن بحر است کو ساحل نورزد
 کور خواندی
 آتشک! آخر دمیدی، ابر تا باران شدی
 ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *