+ - x
 » از همین شاعر
 ما صحبت همدگر گزینیم
 غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
 کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
 ز زندان خلق را آزاد کردم
 آمد بهار خرم آمد نگار ما
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 می تلخی که تلخی ها بدو گردد همه شیرین
 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
 ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف
 راز چون با من نگوید یار من

 » بیشتر بخوانید...
 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
 معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
 بر پشت من از زمانه تو میاید
 دل من در هوای روی فرخ
 سحرم دولت بیدار به بالین آمد
 خاک خسته
 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت
 دو صد دانا درین محفل سخن گفت
 مرا در واژه ها جویید
 شام جدایی

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *