+ - x
 » از همین شاعر
 باز درآمد طبیب از در رنجور خویش
 من به سوی باغ و گلشن می روم
 پیشتر آ ای صنم شنگ من
 جان و جهان، چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
 صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
 خیز تا فتنه ای برانگیزیم
 نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست
 ای قوم بحج رفته کجایید کجایید
 کی باشد اختری در اقطار
 تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

 » بیشتر بخوانید...
 غزل خستگی
 پرکرده جرو لایتجزاکتاب ما
 ساقه در بیهوایی
 زپیراهن تنت را گر ربایم
 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
 اشکی بر گور بیگناهان بالابلوک
 دارم امید عاطفتی از جناب دوست
 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
 زیبا در زندان
 دو شاخه سیب نه؛ سنگ است حاصلِ این­باغ

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *