+ - x
 » از همین شاعر
 ترکبن طبقا عن طبق مولائی
 زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
 خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
 ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
 عاشقم از عاشقان نگریختم
 اشکم دهل شده ست از این جام دم به دم
 بویی همی آید مرا مانا که باشد یار من
 آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
 ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
 جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان

 » بیشتر بخوانید...
 نخست درگهء رند فلک جناب ببوس
 ای کاش
 لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
 یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
 دریاب که از روح جدا خواهی رفت
 اگر با تو نبودم
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 هر که را داغ در جگر نبود
 ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
 راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای ظریف جهان سلام علیک
ای غریب زمان سلام علیک
ای سلام تو درنگنجیده
در خم آسمان سلام علیک
دی که بگذشت روی واپس کرد
کای ز هجرت فغان سلام علیک
روز فردا ز عشق تو گوید
زوترم دررسان سلام علیک
گوش پنهان کجاست تا شنود
از جهان نهان سلام علیک
هر سلامی که در جهان شنوی
چون صداییست زان سلام علیک
زین صدا درگذر برابر کوه
تا ببینی عیان سلام علیک
من ز غیرت سلام تو پوشم
تا نداند دهان سلام علیک
چون ببستم دهان سلامت شد
جانب گلستان سلام علیک
ای صلاح جهان صلاح الدین
بر تو تا جاودان سلام علیک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *