+ - x
 » از همین شاعر
 ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی
 حدی نداری در خوش لقایی
 سه روز شد که نگارین من دگرگونست
 مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
 کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم
 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
 فلکا بگو که تا کی گله های یار گویم
 عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
 سماع از بهر جان بی قرارست

 » بیشتر بخوانید...
 این شعر به پرنده شدن های ما ه گُل
 چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
 دل آن بحر است کو ساحل نورزد
 پیک فرهادم خبر از بیستون آورده ام
 ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
 مرا صدا بزن از پشت خستگیی خودم
 در خيال طره اش چون مار پيچانم بخواب
 عشق بشر
 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
 غزل تقویم ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
وی مطربان ای مطربان دف شما پرزر کنم
ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم
وین خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم
ای بی کسان ای بی کسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم
ای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که من
صد دیر را مسجد کنم صد دار را منبر کنم
ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
زیرا که مطلق حاکمم ممن کنم کافر کنم
ای بوالعلا ای بوالعلا مومی تو اندر کف ما
خنجر شوی ساغر کنم ساغر شوی خنجر کنم
تو نطفه بودی خون شدی وانگه چنین موزون شدی
سوی من آ ای آدمی تا زینت نیکوتر کنم
من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم
من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم
ای سردهان ای سردهان بگشاده ام زان سر دهان
تا هر دهان خشک را جفت لب ساغر کنم
ای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستان
آن دم که ریحان هات را من جفت نیلوفر کنم
ای آسمان ای آسمان حیرانتر از نرگس شوی
چون خاک را عنبر کنم چون خار را عبهر کنم
ای عقل کل ای عقل کل تو هر چه گفتی صادقی
حاکم تویی حاتم تویی من گفت و گو کمتر کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *