+ - x
 » از همین شاعر
 غلامم خواجه را آزاد کردم
 من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
 ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
 ملولان همه رفتند در خانه ببندید
 من اگر مستم اگر هشیارم
 کدام لب که از او بوی جان نمی آید
 کرانی ندارد بیابان ما
 من سرخوش و تو دلخوش غم بی دل و بی سر به
 در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
 می زنم حلقه در هر خانه ای

 » بیشتر بخوانید...
 امشب اتاق، باز دهان باز كرده است
 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
 عقبه ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
 کی می آیی
 در ميان سينه ام دل می خورد بسيار چرخ
 مادر مرا نبخش
 بوی وصلت گر ببالاند دل ناکام را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
چونک چشیدم از لبش یاد شکر چرا کنم
از گلزار چون روم جانب خار چون شوم
از پی شب چو مرغ شب ترک سحر چرا کنم
باده اگر چه می خورم عقل نرفت از سرم
مجلس چون بهشت را زیر و زبر چرا کنم
چونک کمر ببسته ام بهر چنان قمررخی
از پی هر ستاره گو ترک قمر چرا کنم
بر سر چرخ هفتمین نام زمین چرا برم
غیرت هر فرشته ام ذکر بشر چرا کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *