+ - x
 » از همین شاعر
 آنک جانش داده ای آن را مکش
 ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
 ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
 آن شاخ خشک است و سیه هان ای صبا بر وی مزن
 گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری
 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
 این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله ای
 درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
 نی دیده هر دلی را دیدار می نماید

 » بیشتر بخوانید...
 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
 فساد عصر حاضر آشکار است
 چلو
 به مناسبت روز زن
 باژگونی
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
 پیش از تو
 یقین دانم که روزی حضرت او
 برخیز و بیا بتا برای دل ما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم
چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم
چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم
طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد
ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم
شتابید شتابید که ما بر سر راهیم
جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم
غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم
که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم
ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است
خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *