+ - x
 » از همین شاعر
 به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی
 با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن
 بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
 وصف آن مخدوم می کن گر چه می رنجد حسود
 گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
 طرب ای بحر اصل آب حیات
 ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی
 ای که به هنگام درد راحت جانی مرا
 راز چون با من نگوید یار من
 بازم صنما چه می فریبی

 » بیشتر بخوانید...
 عشق عمومی
 ز بس پرهيز بسيار می کنی يار
 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
 كو عینكم كه بنگرم ات كو عصای من؟
 مهربان
 مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
 خوش بحال ما که ما را این در و دیوار هست
 ياد باد آن شب که گيس محفلم روی تو بود
 بر فراز بلند ترین کوه رفتم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم
چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم
چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم
طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد
ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم
شتابید شتابید که ما بر سر راهیم
جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم
غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم
که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم
ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است
خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *