+ - x
 » از همین شاعر
 هفتم
 دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی افتاد از او
 چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید
 صد دل و صد جان بدمی دادمی
 ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر
 یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
 بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن
 از این درخت بدان شاخ و بر نمی بینی
 برخیز و صبوح را بیارا
 گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن (ترکی)

 » بیشتر بخوانید...
 عالم بچشم راز بود نو بهار غيب
 آمد آن پيمان شکن باز از سر پيمان نو
 به عجزی که داری قوی کن میان را
 بازگشت
 بیرون از عریانی
 گرگی بیرون می آید از غار
 تشنه در خون خود اين مرحلهء مشکل نيست
 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم
چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم
چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم
طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد
ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم
شتابید شتابید که ما بر سر راهیم
جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم
غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم
که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم
ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است
خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *