+ - x
 » از همین شاعر
 فرود آ تو ز مرکب بار می بین
 اگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی
 کسی خراب خرابات و مست می باشد
 به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
 خدایا رحمت خود را به من ده
 هر نفسی از درون دلبر روحانیی
 ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
 عشق خامش طرفه تر یا نکته های چنگ چنگ
 من دی نگفتم مر تو را کای بی نظیر خوش لقا
 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

 » بیشتر بخوانید...
 زمین برفی پاکم پر از جوانه شوم
 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
 تا که ياد ابروی آن ماه سيما می کنم
 اگر خونین دلم یاقوت گردد
 ستاره ها و آفتاب
 صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
 نظر برکجروان از راستان بیش است گردون را
 ديدۀ من آشنای روی نيکويت نبود
 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر سرمست اگر مخمور باشم
مهل کز مجلس تو دور باشم
رخم از قبله جان نور گیرد
چو با یاد تو اندر گور باشم
قرارم کی بود خود در تک گور
چو بر دمگاه نفخ صور باشم
صد افسنتین و داروهای نافع
تویی جان را چو من رنجور باشم
شوم شیرین ز لطف گوهر تو
اگر چون بحر تلخ و شور باشم
اگر غم همچو شب عالم بگیرد
برآ ای صبح تا منصور باشم
تویی روز و منم استاره روز
عجب نبود اگر مشهور باشم
به من شادند جمله روزجویان
چو پیش آهنگ چون تو نور باشم
مرا مخمور می داری نه از بخل
ولی تا ساکن و مستور باشم
بدان مستور می داری چو حوتم
که تا از عقربت مهجور باشم
چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه
چو غرق شهد چون زنبور باشم
خمش کردم ولیکن عشق خواهد
که پیش زخمه اش طنبور باشم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *