+ - x
 » از همین شاعر
 صنما بیار باده بنشان خمار مستان
 یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد
 ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
 بمیرید، بمیرید، درین عشق بمیرید
 افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
 آن شمع چو شد طرب فزایی
 به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی
 ای آسمان که بر سر ما چرخ می زنی
 بخش نخست
 ندا رسید به جان ها که چند می پایید

 » بیشتر بخوانید...
 اگر معشوق بی مهر است و گر عاشق وفا دارد
 ای ديده خورشيد يقين ميتابد از جای دگر
 ايدل برو کنار شو آن دلبر آمده
 سینه ی کنده کنده یی دارم
 دوستی همرۀ بتان پوره به گپ نمی شود
 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من
 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
 تردید
 آخر به لو ح آ ینهٔ اعتبار ما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
در جبینش آفتاب و در یمینش جام جام
می خرامد بخت ما کو هست نقد وقت ما
مشنو ای پخته از این پس وعده های خام خام
جاء نصر الله حقا مستجیبا داعیا
ان تعالوا یا کرامی و ادخلوا بین الکرام
قال ان الله یدعوا اخرجوا من ضیقکم
ان عقبا ملتقانا مشعر البیت الحرام
ترجمانش این بود کز خود برون آیید زود
ور نه هر دم بند باشد هر دو گامی دام دام
از خودی بیرون رویم آخر کجا در بیخودی
بیخودی معنی است معنی باخودی ها نام نام
ان تکن اسما فاسم بالمسمی مازج
لا کاسم شبه غمد و المسمی کالحسام
مجلس خاص اندرآ و عام را وادان ز خاص
ای درونت خاص خاص و ای برونت عام عام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *