+ - x
 » از همین شاعر
 دل من دل من دل من بر تو
 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
 ما قحطیان تشنه و بسیارخواره ایم
 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
 افتاد دل و جانم در فتنه طراری
 بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
 ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
 ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
 ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی
 از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن

 » بیشتر بخوانید...
 آیت غرور
 ز سر تا پا اداهايت قشنگ است
 ای کرده خجل بتان چین را
 به غير از آستانت جا ندارم
 بیهوده ها
 مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
 اعتماد
 تو نسیتی که ببینی
 قهرمانان
 بی یار و بی دیارم، فوج علم ندارم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

در میان عاشقان عاقل مبا
خاصه اندر عشق این لعلین قبا
دور بادا عاقلان از عاشقان
دور بادا بوی گلخن از صبا
گر درآید عاقلی گو راه نیست
ور درآید عاشقی صد مرحبا
مجلس ایثار و عقل سخت گیر
صرفه اندر عاشقی باشد وبا
ننگ آید عشق را از نور عقل
بد بود پیری در ایام صبا
خانه بازآ عاشقا تو زوترک
عمر خود بی عاشقی باشد هبا
جان نگیرد شمس تبریزی به دست
دست بر دل نه برون رو قالبا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *