+ - x
 » از همین شاعر
 رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود
 همه خوف آدمی را از درونست
 ای برده نماز من ز هنگام
 مات خود را صنما مات مکن
 لولیکان توییم در بگشا ای صنم
 این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
 عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
 چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
 آتشینا آب حیوان از کجا آورده ای
 آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست

 » بیشتر بخوانید...
 این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
 مغتنم گیرید دامان دل آگاه را
 آنسوی شعر
 یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
 این روز ها و خون من و گردن از شما
 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
 زمستان کابل
 فساد عصر حاضر آشکار است
 اضطراب آیینه
 تو مردِ شهر پندار کجایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
صید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمن
هر نفس از کرانه ای ساز کنی بهانه ای
هر نفسی برون کشی از عدمی هزار فن
گر چه کثیف منزلم شد وطن تو این دلم
رحمت ممنی بود میل و محبت وطن
دشمن جاه تو نیم گر چه که بس مقصرم
هیچ کسی بود شها دشمن جان خویشتن
مطرب جمع عاشقان برجه و کاهلی مکن
قصه حسن او بگو پرده عاشقان بزن
همچو چهی است هجر او چون رسنی است ذکر او
در تک چاه یوسفی دست زنان در آن رسن
ذوق ز نیشکر بجو آن نی خشک را مخا
چاره ز حسن او طلب چاره مجو ز بوالحسن
گر تو مرید و طالبی هست مراد مطلق او
ور تو ادیم طایفی هست سهیل در یمن
آن دم کفتاب او روزی و نور می دهد
ذره به ذره را نگر نور گرفته در دهن
گر چه که گل لطیفتر رزق گرفت بیشتر
لیک رسید اندکی هم به دهان یاسمن
عمر و ذکا و زیرکی داد به هندوان اگر
حسن و جمال و دلبری داد به شاهد ختن
ملک نصیب مهتران عشق نصیب کهتران
قهر نصیب تیغ شد لطف نصیبه مجن
شهد خدای هر شبی هست نصیبه لبی
همچو کسی که باشدش بسته به عقد چار زن
تا که بود حیات من عشق بود نبات من
چونک بر آن جهان روم عشق بود مرا کفن
مدمن خمرم و مرا مستی باده کم مکن
نازک و شیرخواره ام دوره مکن ز من لبن
چونک حزین غم شوم عشق ندیمیم کند
عشق زمردی بود باشد اژدها حزن
گفتم من به دل اگر بست رهت خمار غم
باده و نقل آرمت شمع و ندیم خوش ذقن
گفت دلم اگر جز او سازی شمع و ساقیم
بر سر مام و باب زن جام و کباب بابزن
گفتم ساقی او است و بس لیک به صورت دگر
نیک ببین غلط مکن ای دل مست ممتحن
بس کن از این بهانه ها وام هوای او بده
تا نبود قماش جان پیش فراق مرتهن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *