+ - x
 » از همین شاعر
 ای بی تو حیات ها فسرده
 بگویم مثالی از این عشق سوزان
 یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
 اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
 جان جانی و جان صد جانی
 نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد
 ما مست شدیم و دل جدا شد
 ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
 ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
 اندرآ با ما نشان ده راستک

 » بیشتر بخوانید...
 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند
 تو را دوست میدارم
 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
 بازی
 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
 در باد چون سنگ
 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
 اگر به كوچه و یا خانه ریخت خونم بود
 بز همسایه ی ما
 چه امکان است گرد غیر ازین محفل شود پیدا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من
مه که نشانده تو است لابه کنان به پیش تو
پیش خودم نشان دمی ای شه خوش نشان من
در ره تو کمین خسم از ره دور می رسم
ای دل من به دست تو بشنو داستان من
گرد فلک همی دوم پر و تهی همی شوم
زانک قرار برده ای ای دل و جان ز جان من
گرد تو گشتمی ولی گرد کجاست مر تو را
گرد در تو می دوم ای در تو امان من
عشق برید ناف من بر تو بود طواف من
لاف من و گزاف من پیش تو ترجمان من
گه همه لعل می شوم گاه چو نعل می شوم
تا کرمت بگویدم باز درآ به کان من
گفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخن
زانک سوی تو می رود این سخن روان من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *