+ - x
 » از همین شاعر
 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته
 ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی
 آخر ای دلبر نه وقت عشرت انگیزی شدست
 روزی که مرا ز من ستانی
 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی
 هفتم
 بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
 ای روز مبارک و خجسته
 یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی

 » بیشتر بخوانید...
 آن روز دور نیست
 خانه متروک
 از بودنی ایدوست چه داری تیمار
 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
 شب چله
 دو توته سروده
 آمد آن پيمان شکن باز از سر پيمان نو
 قرآن که مهین کلام خوانند آن را
 برای معشوقه پیر
 آن ماه سخن ز بامیان می گوید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین
یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین
یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین
یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین
یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینه ام
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی
مصطفی ما جاء الا رحمه للعالمین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *