+ - x
 » از همین شاعر
 هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو
 با زر غم و بی زر غم آخر غم با زر به
 خدایا مطربان را انگبین
 جسته اند دیوانگان از سلسله
 فدیتتک یا ستی الناسیه
 کعبه طواف می کند بر سر کوی یک بتی
 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
 دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی
 عاشق شدۀ، ای دل، سودات مبارک باد
 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما

 » بیشتر بخوانید...
 کبریت
 دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
 کتبت قصۀ شوقی و مدمعی باکی
 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
 دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
 بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
 یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
 آذرخش خیال
 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
 صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین
یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین
یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین
یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین
یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینه ام
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی
مصطفی ما جاء الا رحمه للعالمین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *