+ - x
 » از همین شاعر
 اگر نه عاشق اویم چه می پویم به کوی او
 شد ز غمت خانه سودا دلم
 شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
 از این پستی به سوی آسمان شو
 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
 ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
 خنب های لایزالی جوش باد
 ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
 گر دیو و پری حارس با تیغ و سپر باشد
 از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا

 » بیشتر بخوانید...
 گریه ی انگور ها در جام ها
 عشق شيرين کوهکن را مغز سر خواهد کشيد
 دوش هر صاحبدلی کز بار غم خم می شود
 مثل یک شیشه ی پاک یکدل از دستم افتاد
 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
 ببام عرش می تازد شهء گردون سوار ما
 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
 درد ما را نیست درمان الغیاث
 نیست با مژگان تعلق اشک وحشت پیشه را
 یک آه سرد نیم شبی از جگر برآ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو
خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو
از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو
هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان
آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو
گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن
تو چه دودی و چه عودی حی قیومی بگو
ای دل پران من تا کی از این ویران تن
گر تو بازی برپر آن جا ور تو خود بومی بگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *