+ - x
 » از همین شاعر
 روزن دل! آه چه خوش روزنی
 من طربم طرب منم زهره زند نوای من
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
 ای جان جان جان ها جانی و چیز دیگر
 ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
 ز بعد وقت نومیدی امیدیست
 چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
 چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن
 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را

 » بیشتر بخوانید...
 به رسیدن وصالت بخدا تلاش دارم
 دل فرش فزای بامم امروز
 انتظار
 ستاره (ادبیات کودک)
 به این نابودمندی بودن آموز
 مادر
 ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
 ياد دورانی که دورانم به دور يار بود
 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
 می دمد صبح و کله بست سحاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا قمرا لوعه للقمرین سکن
حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا
یا شجرا غصونه فوق سماء وهمنا
هز هز فی قلوبنا مرحمه لنجتنوا
هر کی تو گردنش زدی گشت درازگردن او
خرمن هر کی سوختی گشت بزرگ خرمن او
هر کی سرش شکافتی سر بفراخت بر فلک
هر کی تو در چهش کنی یافت جهان روشن او
یا بلدا مخلدا افلح من ثوی به
للبرکات مطلع للثمرات معدن
یا سحرا منورا لیس عقیبه دجی
افلح کل منظر ذاک به مزین
هر کی طرب رها کند پشت سوی وفا کند
بازکشاندش به خود با کرم مفتن او
می کشدش که ای رهی از کف من کجا رهی
رو به من آورید هین ها الذین آمنوا
جاء اوان وصلنا یلحقنا باصلنا
شممنا عبیره فانتهضوا لتیقنوا
ما بقی انسلاخنا ان هنا مناخنا
فی عرفات معشر ابتکروا و احسنوا
پند نگار خود شنو از بر او برون مرو
ای دل و دیده دیده ای ای دل و دیده من او
پیش خودم همی نشان بر سر من همی فشان
تا ز تو لاف می زنم کم بگرفت دامن او
قد نطق الهوی اسکتوا استمعوا و انصتوا
ان لسان نطقنا عند لقاه الکن
بستم من دهان خود دل بگشاد صد دهان
بهر دل تو تن زدم بس بودم نوازن او
در گل و در شکر نشین بهر خدای لطف بین
سیب و انار تازه چین کمد در فشاندن او


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *