+ - x
 » از همین شاعر
 امروز چنانم که خر از بار ندانم
 اتاک الصوم فی حلل السعود
 من از این خانه به در می نروم
 خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
 پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه ای
 باز فروریخت عشق از در و دیوار من
 دیده ها شب فراز باید کرد
 دیدم شه خوب خوش لقا را
 ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد
 زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم

 » بیشتر بخوانید...
 عشق تو نهال حیرت آمد
 مرگ غم
 صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
 از خود جدا نمی کند این بخت بد مرا
 وداع
 فال حباب زن ، بشمر موج آب را
 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
 آن یار کز او خانه ما جای پری بود
 بی سخن باید شنیدن چون نگین نام مرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مبارک باد آمد ماه روزه
رهت خوش باد ای همراه روزه
شدم بر بام تا مه را ببینم
که بودم من به جان دلخواه روزه
نظر کردم کلاه از سر بیفتاد
سرم را مست کرد آن شاه روزه
مسلمانان سرم مست است از آن روز
زهی اقبال و بخت و جاه روزه
بجز این ماه ماهی هست پنهان
نهان چون ترک در خرگاه روزه
بدان مه ره برد آن کس که آید
در این مه خوش به خرمنگاه روزه
رخ چون اطلسش گر زرد گردد
بپوشد خلعت از دیباه روزه
دعاها اندر این مه مستجاب است
فلک ها را بدرد آه روزه
چو یوسف ملک مصر عشق گیرد
کسی کو صبر کرد در چاه روزه
سحوری کم زن ای نطق و خمش کن
ز روزه خود شوند آگاه روزه
بیا ای شمس دین و فخر تبریز
تویی سرلشکر اسپاه روزه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *