+ - x
 » از همین شاعر
 آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ
 عطارد مشتری باید متاع آسمانی را
 ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده ای
 در میان عاشقان عاقل مبا
 در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
 آورد خبر شکرستانی
 تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
 با یار بساز تا توانی
 دیدی که چه کرد یار ما دیدی
 خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری

 » بیشتر بخوانید...
 سام اسامه
 آسیای نوبتی
 امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
 آزادی
 اجاق سرد انزوا
 مشاعره
 اين عکس شوخ و شنگ قشنگ از نگار ماست
 در فاصله ها
 قلب آرزو
 خبر داری که از غم آتشی آفروختم بی تو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به بخت و طالع ما ای افندی
سفر کردی از این جا ای افندی
چراغم مرد و دودم رفت بالا
دو چشمم ماند بالا ای افندی
زمین تا آسمان دود سیاه ست
سیه پوشید سودا ای افندی
در این عالم مرا تنها تو بودی
بماندم بی تو تنها ای افندی
کجا بختی که اندر آتش تو
ببیند حال ما را ای افندی
همی گویم افندی ای افندی
جوابم گوی و بازآ ای افندی
چه بازآیم چه گویم من که رفتم
ورای هفت دریا ای افندی
چه حیران و چه دشمن کام گشتم
تو رحمت کن خدایا ای افندی
همی ترسم که تا آن رحمت آید
نماند بنده برجا ای افندی
تتیپایش افندی این چه کردی
تتیپا ثا تتیپا ای افندی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *