+ - x
 » از همین شاعر
 مبارک باد بر ما این عروسی
 خدایگان جمال و خلاصه خوبی
 چرا منکر شدی ای میر کوران
 ایا خورشید بر گردون سواره
 بیا ای آنک بردی تو قرارم
 ز آتش شهوت بر آوردم تو را
 گهی پرده سوزی، گهی پرده داری
 عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن
 ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری
 هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام

 » بیشتر بخوانید...
 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
 سلامی چو بوی خوش آشنایی
 امشب، هرشب
 شور جنون درقفسی با همه بیگانه برآ
 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
 آمد و رفت
 صبح است ز خرمی جهان می خندد
 از سالهای توت و ابریشم
 از راهبی ز دير ز ناقوس شد بگوش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من پار بخورده ام شرابی
امسال چه مستم و خرابی
من پار ز آتشی گذشتم
امسال چرا شدم کبابی
من تشنه به آب جوی رفتم
ماهی دیدم میان آبی
شیران همه ماهتاب جویند
من شیرم و یار ماهتابی
از درد مپرس رنگ رخ بین
تا رنگ بگویدت جوابی
جانم مست است و تن خراب است
مستی است نشسته در خرابی
این هر دو چنین و دل چنینتر
کز غم چو خری است در خلابی
یک لحظه مشو ملول بشنو
تا باشدت از خدا ثوابی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *