+ - x
 » از همین شاعر
 مستدرکات
 ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
 یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
 ای خجل از تو شکر و آزادی
 یکی گولی همی خواهم که در دلبر نظر دارد
 گر ز سر عشق او داری خبر
 ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
 دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
 آن را که در آخرش خری هست
 بخش نهم

 » بیشتر بخوانید...
 کژدم ِ عسل دختر
 جنون کی قدردان کوه و هامون می کند ما را
 برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
 آواره تر از باد
 پلک بر هم بگذاریم و زمستان برسد
 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
 غدیر
 امروز که عصر علم و فرهنگ بود
 چهاربیتی ها (بخش پنجم)
 اگر حب وطن در دل نداری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای عشق پرده در که تو در زیر چادری
در حسن حوریی تو و در مهر مادری
در حلقه اندرآ و ببین جمله جان ها
در گوش حلقه کرده به قانون چاکری
در آینه نظر کن و در چشم خود نگر
صد جان گره گره شده از وی به ساحری
در هر گره نگه کن وضع خدای بین
در هم ببسته موسی و فرعون و سامری
از زیر دامنت تو برون آر شمع را
تا نقش حق بخندد بر نقش آزری
تا دست و پا نهاد دو زلف تو کفر را
هر دم بمیرد ایمان در پای کافری
چون مر تو را نیابد در جان و جا دلم
گشتم هزار بار من از جان و جا بری
خشک و تر دو چشم و لب من روان شده
در قلزمی که خشک نیابند و نی تری
دی لطف ها بکرد خیال تو گفتمش
کای باوفا و عهد ز من باوفاتری
دانم ز شمس دین است تو را این همه وفا
تبریز این سلام بر جان ما بری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *