+ - x
 » از همین شاعر
 سالکان راه را محرم شدم
 یا رشا فدیته من زمن رایته
 هر سینه که سیمبر ندارد
 به شکرخنده بتا نرخ شکر می شکنی
 بر شکرت جمع مگس ها چراست
 دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
 گفته ای من یار دیگر می کنم
 طوطی و طوطی بچه ای قند به صد ناز خوری
 کو مطرب عشق چست دانا
 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود

 » بیشتر بخوانید...
 کی با ما؟
 دو دست پاک خدا شست گیسوانم را
 چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
 ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
 پيکی که رساند بمن از وی خبر اينک
 تبسم های زخم وحشت
 ز غيرت خويش در خويشتن نا آشنا بينم
 برای شما که عشق تان زندگیست
 عشق خفته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ببست خواب مرا جاودانه دلداری
به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری
به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا
چو مرده ای که درافتاد در نمکساری
کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی
کجا گذارد این فتنه صبر صباری
اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد
ببین چه صرصر باهیبتست این باری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *