+ - x
 » از همین شاعر
 آنچه گل سرخ قبا می کند
 سیدی انی کالیل انت فی زی النهار
 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
 پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
 من و تو دوش شب بیدار بودیم
 مخسب ای یار مهمان دار امشب
 به قرار تو او رسد که بود بی قرار تو
 زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
 ای باغ همی دانی کز باد کی رقصانی
 فرود آ تو ز مرکب بار می بین

 » بیشتر بخوانید...
 نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا
 زمین به قبرستان منتهی می شود
 خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
 عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام
 جغرافیای ویرانی
 چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
 امشب که گریه کردم بغض ترا عزیزم
 آنسوی اضطراب
 ای پرتگاه دور از دسترس من!

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ببست خواب مرا جاودانه دلداری
به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری
به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا
چو مرده ای که درافتاد در نمکساری
کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی
کجا گذارد این فتنه صبر صباری
اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد
ببین چه صرصر باهیبتست این باری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *