+ - x
 » از همین شاعر
 یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز
 نهم
 بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 تمام اوست که فانی شدست آثارش
 طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
 بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
 یکی ماهی همی بینم برون از دیده در دیده
 هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
 صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده

 » بیشتر بخوانید...
 زندگی
 دل فرش فزای بامم امروز
 لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
 این عقل که در ره سعادت پوید
 اگریک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
 بهار خاموش
 خم نیرنگ
 قومندان با خدا نالیده می گفت
 سارا! لباس های كثیفم نشُسته ماند
 خسته

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگانی مجلس سامی
باد در سروری و خودکامی
نام تو زنده باد کز نامت
یافتند اصفیا نکونامی
می رسانم سلام و خدمت ها
که رهی را ولی انعامی
چه دهم شرح اشتیاق که خود
ماهیم من تو بحر اکرامی
ماهی تشنه چون بود بی آب
ای که جان را تو دانه و دامی
سبب این تحیت آن بودست
که تو کار مرا سرانجامی
حاصل خدمت از شکرریزت
دارد اومید شربت آشامی
ز آن کرم ها که کرده ای با خلق
خاص آسوده است و هم عامی
بکشش در حمایتت کامروز
تویی اهل زمانه را حامی
تا که در ظل تو بیارامد
که تو جان را پناه و آرامی
که شوم من غریق منت تو
کابتدا کردی و در اتمامی
باد جاوید بر مسلمانان
سایه ات کفتاب اسلامی
این سو ار کار و خدمتی باشد
تا که خدمت نمای و رامی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *