+ - x
 » از همین شاعر
 من دلق گرو کردم عریان خراباتم
 زان ازلی نور که پرورده اند
 الا فی الغشق تشریفی و عیدی
 نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
 مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار
 مستان می ما را هم ساقی ما باید
 درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
 نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
 بانگی عجب از آسمان در می رسد هر ساعتی
 هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین

 » بیشتر بخوانید...
 من بدستان تو آیم که تنت را بچشم
 سکوت من زیباست
 امتداد شکیبایی
 دریایی
 ای خیال قامتت آه ضعیفان را عصا
 سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
 سرنوشت باغ
 هر کجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوخت
 کوچ و غربت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روزن دل! آه چه خوش روزنی
یا تو مگر روزن یار منی
عمرک یا نخلة هل تأذنی
نحو جنی غصنک کی نجتنی
روزن آن خانه اگر نیستی
پس تو ز چه روی چنین روشنی
کل سراج حدث ینطفی
غیرک یا اصلی یا معدنی
هرچه کند چرخ مطوق بود
جز تو که بنیاد بقا می کنی
اتخذالحرص هنا مسکنا
دونک یا نفس فلا تسکنی
دانه ی دامست، چرا می خوری؟!
آهن سردست، چرا می زنی؟!
شربة اهوائک مسمومة
حیلة اعدائک فی المکمن
سخته کمانیست، پس این کمین
بر پر! چون تیر، چرا ایمنی؟!
قد نفد العمر وضاق المدی
خذ بیدالهالک یا محسنی
گر دو جهان ملک شود مرمرا
بی تو گدایم، نشوم من غنی
غیر سنا وجهک لا نشتهی
ای وسوی عشقک لا نقتنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *