+ - x
 » از همین شاعر
 دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
 یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
 ایا خورشید بر گردون سواره
 صوفیانیم آمده در کوی تو
 ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد
 وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
 بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی
 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی
 عجب آن دلبر زیبا کجا شد
 رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش

 » بیشتر بخوانید...
 ایدل چو زمانه می کند غمناکت
 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
 ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو
 زمستان کابل
 ای پیر خردمند پگه تر برخیز
 کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
 پیرهن . ته می نشیند در تنت
 سرافرازی ذلت
 هیچ چوچه سگی چرا با كفشهای من شوخی نمی كند
 بروز عيد گريان می کنم يار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
واستغرقنی الساقی من نائله الجاری
یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالی
ما جت هنا الا کی تکشف اسراری
قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفی
اصعدت به عمری، ادرکت به ثاری
سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقی
لا تسر الی صدری، انی لک یا ساری
فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم
من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری
ذاالحال حوالینا و انشق به عینا
لا زال لنا زینا من حلة انواری
یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری
یا راحی و یا روحی من غیرک اغیاری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *