+ - x
 » از همین شاعر
 وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
 نیک بدست آنکه او شد تلف نیک و بد
 از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
 ای صورت روحانی امروز چه آوردی
 چه پادشاست که از خاک پادشا سازد
 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
 نه آتش های ما را ترجمانی
 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه ام کو سلسله
 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
 چیست با عشق آشنا بودن

 » بیشتر بخوانید...
 دلم از شيوه های يار تنگ است
 خاک بی خاکی
 راز من
 ای چشم تو مهمیز جنون وحشی رم را
 خنک نسیم معنبر شمامه ای دلخواه
 خط می زنم به هر چه که از تو نشانی است
 یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
 چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
 زندگی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری
واستغرقنی الساقی من نائله الجاری
یا قهوة اجلالی، یا دافع بلبالی
ما جت هنا الا کی تکشف اسراری
قد کلفنی عشقی، الصبوة لا تشفی
اصعدت به عمری، ادرکت به ثاری
سقیا لک یا ساقی، من نائلک الباقی
لا تسر الی صدری، انی لک یا ساری
فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم
من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری
ذاالحال حوالینا و انشق به عینا
لا زال لنا زینا من حلة انواری
یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری
یا راحی و یا روحی من غیرک اغیاری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *