+ - x
 » از همین شاعر
 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
 مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
 مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن
 چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
 حال ما بی آن مه زیبا مپرس
 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
 عشق تو از بس کشش جان آمده
 ای نهاده بر سر زانو تو سر
 گه چرخ زنان همچون فلکم

 » بیشتر بخوانید...
 بیمار
 در سرزمین های دیگر
 عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
 این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
 فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
 راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
 قصه های تلخ
 صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
 صدایم کن
 یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا ساقیةالمدام هاتی
وامحوا بمدامة صفاتی
من عین مدامة رحیق
لا تمزجها من الفرات
اشبع طربا و رو عیشا
لا تخش ملامةالوشاة
لا تسکر جاهلا لیما
واسکر نفرا من الکفاة
قم فاسب بوجنتیک عقلی
قم فاقن بمقلتیک ذاتی
بشری بولوج روح قدس
ینجی نظری من الکفاة
لاخوف ولا فنا لذات
لا ینعشه من الممات
لا امن و لا امان حتی
اقطع طمعی من نجات
تبریز نحقتنی و الا
فاحسب بدنی من الموات


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *