+ - x
 » از همین شاعر
 ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
 مگر مستی نمی دانی که چون زنجیر جنبانی
 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
 آن خواجه را در کوی ما در گل فرو رفتست پا
 مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
 خدایا مطربان را انگبین
 مررت بدر فی هواه بحار
 ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
 ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران

 » بیشتر بخوانید...
 تشنه در خون خود اين مرحلهء مشکل نيست
 به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
 افتاده ایم مثل دو تا دست روی هم
 بیا که جام مروت دهیم حوصله را
 نگارستان
 باران
 ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی
 در میدان
 رميده آرزوهايم ز آغوش
 در زیر سایه روشن ماه پریده رنگ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
جانب شه همچو شهباز آمدیم
سیر گشتیم از غریبی و فراق
سوی اصل و سوی آغاز آمدیم
وارهیدیم از گدایی و نیاز
پای کوبان جانب ناز آمدیم
در کنار محرمان جان پروریم
چونک اندر پرده راز آمدیم
او کمند انداخت و ما را برکشید
ما به دست صانع انگاز آمدیم
پیش از آن کاین خانه ویران کرد اجل
حمدلله خانه پرداز آمدیم
نان ما پخته ست و بویش می رسد
تا به بوی نان به خباز آمدیم
هین خمش کن تا بگوید ترجمان
کز مذلت سوی اعزاز آمدیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *