+ - x
 » از همین شاعر
 ایا مربی جان از صداع جان چونی
 از دور بدیده شمس دین را
 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
 خبر کن ای ستاره یار ما را
 ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
 غیر عشقت راه بین جستیم نیست
 بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
 به جان تو که بگویی وطن کجا داری
 هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم

 » بیشتر بخوانید...
 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
 انتظار
 باغ
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
 گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
 در انتظار تو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ایا ساقی تویی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
چنان گشتم ز مستی و خرابی
که نشناسم اشارات از عبارات
پدر بر خم خمرم وقف کردست
سبیلم کرد مادر بر خرابات
دو گوشم بست یزدان تا رهیدم
ز حال دی و فردا و خرافات
دگرگون است کوی اهل تمییز
که آن جا رسم طاعاتست و زلات
در این کو کدخدا شاهی است باقی
فرو روبیده این کو را ز آفات


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *