+ - x
 » از همین شاعر
 این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
 این طریق دارهم یا سندی و سیدی
 با زر غم و بی زر غم آخر غم با زر به
 یا ساقی الحی اسمع سالی
 هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
 یا من یزید حسنک حقا تحیری
 مبارک باد آمد ماه روزه
 بخش شانزدهم
 ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
 بیست و یکم

 » بیشتر بخوانید...
 ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
 منم که سايهٔ من فرش بوريای من است
 شیندم بیتکی از مرد پیری
 پری گمشده
 بر پشت من از زمانه تو میاید
 این عقل که در ره سعادت پوید
 گویند بهشت و حور و کوثر باشد
 دوبیتی های هزارگی بخش ششم
 بهار را باور کن
 اين عکس شوخ و شنگ قشنگ از نگار ماست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مطربا این پرده زن، کان یار ما مست آمدست
وان حیات با صفای با وفا مست آمدست
گر لباس قهر پوشد چون شرر، بشناسمش
کو بدین شیوه بر ما بار ها مست آمدست
آب ما را گر بریزد ور سبو را بشکند
ای برادر دم مزن کین دم سقا مست آمدست
می فریبم مست خود را، او تبسم می کند
کین سلیم القلب را بین کز کجا مست آمدست
آن کسی را می فریبی کز کمینه حرف او
آب و آتش بیخود و خاک و هوا مست آمدست
گفتمش : گر من بمیرم تو رسی بر گور من
برجهم از گور خود کان خوش لقا مست آمدست
گفت : آن کین دم پذیرد کی بمیرد جان او
با خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست
عشق بیچون بین که جان را چون قدح پر می کند
روی ساقی بین که خندان از بقا مست آمدست
یار ما عشقست و هر کس در جهان یاری گُزید
کز الست این عشق بی ما و شما مست آمدست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *