+ - x
 » از همین شاعر
 گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
 از یکی آتش برآوردم تو را
 صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
 من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 یا مالک دمة الزمان
 گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن (ترکی)
 چهل و چهارم
 ای خدا این وصل را هجران مکن
 بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان ها

 » بیشتر بخوانید...
 ز بحر لا در اسرار منصور
 در طلب تا چند ریزی آبروی کام را
 آهنگ عاشقانه
 دگر مگو که چه شد، چون شد و چه پیش آمد
 نگارستان
 از میان هزارتا خود من
 هر که را داغ در جگر نبود
 خفاش شب
 هوشم ربوده ماه قدح نوشی
 غزلی در نتوانستن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آنک چنان می رود ای عجب او جان کیست
سخت روان می رود سرو خرامان کیست
حلقه آن جعد او سلسله پای کیست
زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست
وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
دیدم آن شاه را آن شه آگاه را
گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش
کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو
دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان
بنده آن شو که او داند مهمان کیست
در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر
این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
عرصه دل بی کران گم شده در وی جهان
ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست
غم چه کند با کسی داند غم از کجاست
شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
ای زده لاف کرم گفته که من محسنم
مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست
آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند
پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست
نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو
کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *