+ - x
 » از همین شاعر
 چرخ فلک با همه کار و کیا
 اگر یار مرا از من برآری
 نک بهاران شد صلا ای لولیان
 هر که را اسرار عشق اظهار شد
 ای دلبر بی دلان صوفی
 روی بنما به ما مکن مستور
 که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
 مکن مکن که روا نیست بی گنه کشتن
 زهی عشق زهی عشق که ماراست خدایا
 گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی

 » بیشتر بخوانید...
 شبی رکاب زدم شادمان بر اسب خیال
 به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش
 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
 تعبیر بی خوابی
 دوران انتقالی
 تا بیکران خالی
 می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر می داشتم
 ای چشم تو مهمیز جنون وحشی رم را
 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد
گل ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد
ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد
خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده
دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد
نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم
نوروز و چنین باران باریده مبارک باد
بی گفت زبان تو بی حرف و بیان تو
از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *