+ - x
 » از همین شاعر
 ساقیا باده گلرنگ بیار
 این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه ست
 منم غرقه درون جوی باری
 گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان
 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
 اگر آتش است یارت تو برو در او همی سوز
 کس با چو تو یار راز گوید
 ز میخانه دگربار این چه بویست
 در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
 باز فروریخت عشق از در و دیوار من

 » بیشتر بخوانید...
 کو ذوق نگاهی که به هنگام تماشا
 مرگ آ ه س ت ه زووووود می آید
 چهار بیتی ها بخش دوم
 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
 می لغزد
 آه
 نغمه ی روسبی
 کی جزا می رسد از اهل حیا سرکش را
 قصه های تلخ
 زندان

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

من از کجا پند از کجا؟ باده بگردان ساقیا
آن جام جان افزای را بر ریز بر جان ، ساقیا
بر دست من نه جام جان ، ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ، ساقیا
نانی بده نان خواره را ، آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ، ساقیا
ای جان جان جان جان ، ما نامدیم از بهر نان
برجه ، گدا رویی مکن در بزم سلطان ، ساقیا
اول بگیر آن جام مه ، بر کفه ی آن پیر نه
چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ، ساقیا
رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا!!
ور شرم داری یک قدح بر شرم افشان ، ساقیا
بر خیز ای ساقی بیا ، ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ، ساقیا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *